خانه /
نقدی در باره حاشیه نشینی یا سکونت گاه های غیر رسمی

نقدی در باره حاشیه نشینی یا سکونت گاه های غیر رسمی

تاریخ: ۱۳۹۹/۱۰/۲۰

موضوع:

نقدی در باره حاشیه نشینی یا سکونت گاه های غیر رسمی

 

تنظیم از :

دکتر ایرج شهروز تهرانی

یکم مهر ماه 1387

در بیشتر ممالک دنیا مسئله حاشیه نشینی یا سکونتگاه های غیر رسمی مسئله ایست که کلیه دولتها و مسئولین برنامه ریزی شهری گریبانگیر آن بوده اند و در حال حاظر نیز با ان در چالش هستند .

در بعضی از کشور ها مسئولین و سیاستمداران توانسته اند این معذل اجتمائی –سیاسی – اقتصادی را تا حدی ساماندهی نمایند ولی نظر به اینکه مسائل اقتصادی – اجتمائی جوامع بشری همیشه در حال تحول و تغییرات بسیار سریع است متاسفانه این مسئله هیچگاه نتوانسته راه حلی صحیح و کامل داشته باشد.

بطور مثال مسئله ( ازلامز) در کشورهای اروپائی و تا حتی آمریکا در رابطه با مسائل اقتصادی که نتوانسته بصورت صحیح برنامه ریزی شود بصورت مسئله مشکلی مطرح است.

در رابطه با تحقیقاتی که انجام گرفته پس از انقلاب صنعتی در اروپا و دیگر کشور های پیشرفته جهان مراکز تولیدات کشاورزی که نتوانستند سیستمهای کشت و زرع و کلیه تولیدات ائم از دامداری و جمع آوری حبوبات و میوه جات و غیره را بطور صحیح مکانیزه نمایند و از تکنولوژیهای پیشرفته استفاده نمایند بمرور زمان مراکز تولیدی و زمینهای کشاورزی و دامداری را رها نمودند وبه شهر ها که مراکز تولیدی صنعتی و دادوستد روتق گرفته بود هرکدام با آرزوئی روانه شدند.

این هجوم جمعیت که در بیشتر موارد تخصص خاصی نداشتند و نتوانستند در اجتماع های شهری خود را جای دهند مجبور بودند که در حاشیه های شهرها که امکانات سرویس شهری و غیره وجود نداشت با وضعیت نامرغوب و غیر قابل قبولی مسکن گزیده وزندگی کنند.

این حاشیه نشینی شهری علاوه بر اینکه نمیتوانست زندگی و مسکن صحیحی برای این مردم مطرح نماید و تا حتی کمترین امکانات اولیه زندگی را برای آنها مهیا نمینمود.

این محله ها تبدیل به محیطی بسیار مناسب جهت دادو ستدهای نامشروع و در نتیجه اعتیاد و غیره را تبدیل گردید که بعضی اوقات در اثر رابطه با سوداگران اعتیاد و هر آنچه غیر قانونی بود این مراکز مانند غده ای نامعلوم بطرز عجیبی توسعه میافت بدون اینکه مسئولین بتوانند راهکار صحیحی برای امکان دادن معقول و بوجود آمدن بازار برای جوانان از حرکت توسعه این مراکز جلوگیری نمایند.

در حال حاضر بطور مثال در کشور ایتالیا که سالهاست دولت این کشور با حاشیه نشینی مبارزه مینمایدولی (مردمی که ما در ایران به آنها کولی اطلاق میکنیم) از کشورهای مانند رومانی و غیره به ایتالیا مهاجرت نموده و چون نمیتوانند بدلایل مختلف در جامعه این کشور جای صحیحی پیدا کنند مرتبا بعلت فقر و ندانشتن کار درست در فضاهای کنار شهری و محل های مختلف مسکن میگزینند و بیشتر آنها جهت امرار معاش به کارهای غیر قانونی دست میزنند و مسئله عمده ای را برای شهرداری ها و پلیس بوجود میآورد.

ولی در چند سال اخیر کلیه افرادی که به کشورایتالیا یا کشورهای دیگر اروپائی بدون مجوز وارد میشوند بوسیله شهرداری ها در مراکزی بنام (کمپ) نگه داری میشوند تا اینکه بیشتر آنها بتوانند با کسب اجازه قانونی به کار در این ممالک ادامه دهند و کم کم در جامعه جذب گردند و بقیه به کشور خود عودت داده میشوند.

نظر به اینکه بدلایل مختلف که از همه مهمتر مسائل اقتصادی ممالک اروپائی است و بدلایل سیاسی و اقتصادی ممالک جهان سوم هجوم و مهاجرت غیر قانونی بصور مختلف چه از راه دریا یا خشکی به این ممالک ادامه دارد.

در کشور ما مسئله حاشیه نشین در مفهوم واقعی خود اگر چه با کشورهای دیگر کاملا متفاوت است ولی از دیر باز این این هجوم و مهاجرت به شهر ها بدوصورت انجام گرفته یکی هجوم جوانان کشاورز به شهر ها و دیگری مهاجرت و ورود غیر قانونی اتباع خارجی است که ایندو هر کدام هرکدام روند خاص خو داشته است .

کشاورزان و مردم روستاهای اطراف شهر ها بخصوص جوانان بدلایل مختلف اقتصادی و توجه به زندگی شهری کارهای کشاورزی و دامداری در روستا را با تصوری سطحی از زندگی شهری رها نموده و با در آمدی جزئی مجبور به سکنی در قسمتهای مختلف حاشیه شهری گردیده اند که متاسفانه پس از چند سالی یکی از دلایل مهم کمبود مسکن در شهر ها را باعث گردیده است.

البته بمرور زمان و با برنامه ریزیهای موقت مسئولین با راهکارهئی در جهت بوجود آوردن قطبهای تولیدی و صنعتی در نزدیک مراکز کشاورزی و کمک به مکانیزه کردن کشاورزی توانسته اند تاحدی این مسئله را در راهبردی صحیح هدایت نماید.

ولی همانطوریکه میدانیم متاسفانه توسعه شهرها نتوانسته در رابطه با طرح حای جامع برنامه ریزی شده حرکت کند و کلان شهر هائی با توسعه های بیرویه بوجود آمده است که سرویس دهی آنها با مشکلات فراوانی روبرو شده است و بالاجبار با اضافه کردن تراکم های ساختمانی فضاهای مطبوع شهری ماهیت طبیعی خود را از دست داده و هر روز نسبت فضای ساختاری و فضای باز وسبز کمتر و کمتر شده است.

دیگر مسئله مهاجرت غیر قانونی و ورود اتباع خارجی به کشور است که تا کنون متاسفانه نتوانستیم راهبردی صحیح برای آن برنامه ریزی و باجرا در آوریم .

تعداد معدودی از این جوانان توانسته اند با مشکلات فراوان در جامعه محلی برای خود جستجو کنند ولی دیگران با زندگی غیر قانونی مواجه هستند و بدون هیچگونه مدرک شناسائی لابلای مردم با دستمزدهای متفاوت و ناچیز مورد سوء استفاده سوداگران ساختمانی و غیره قرار گرفته و بنحوی زندگی میکنند که مفهوم زندگی برای انسان را دارا نیست.

واضح است که این زندگی اگر چه غیر قانونی و پنهان است ولی بالاخره محلی برای زندگی محدود خود را اشغال مینماید که بصورت غیر مستقیم در بوجود آمدن سکونت گاه های غیر رسمی کمک مینماید.

امید است که در شهر هائی که کمتر با مسائل ذکر شده مواجه بوده اند راهکارهائی صحیح اتخاذ گردد که این شهرها نیز مانند تهران با مسائلی غیر قابل حل مانند ترافیک – هوای آلوده – محله های بدون هویت و لجام گسیختهگی ساخت وساز روبرو نگردد.

دیگر امید اینکه هر جه بیشتر به مکانیزه کردن کشاورزی و دامداری پرداخته و قطبهای تولیدی در این راستا در روستاها و قریه ها با برنامه ریزی صحیح اقتصادی (و نه مانند قانون اصلاحات ارضی گذشته) بوجود اوریم و از توسعه و تبدیل این مراکز به قسمتی از جاده عبوری که در اطراف آن مغازه و محلهای دادو ستد و غیر تولیدی ایجاد میگردد جلو گیری نمائیم و بدین ترتیب با برنامه ریزیهای صحیح هویت و مفهوم واقعی مراکز تولیدی کشاورزی با سرویسهای لازم را بدانها باز گردانیم تا بلکه جوانان روستائی با رغبتی بیشتر در محل خود باقی مانده و از مهاجرت بیشتر به شهر ها خودداری نمایند.