خانه /
نقدی در باره روابط خصوصی – عمومی فضاهای زندگی و مسکونی

نقدی در باره روابط خصوصی – عمومی فضاهای زندگی و مسکونی

تاریخ: ۱۳۹۹/۱۰/۱۸

موضوع:

نقدی در باره روابط خصوصی – عمومی  فضاهای زندگی و مسکونی

 

تنظیم از :

دکتر ایرج شهروز تهرانی

18 بهمن ماه 1387

 

 

آقای Isaac wareمیگوید:

 

هنر ساختن نمیتواند باندازه لزوم آن مهم باشد و نه اینکه صلابت ساختار میتواند شایسته تر از راحتی و آسایش آن باشد.

طبیعت از بین میرود – ترکیب سریع طبیعت ایده آل و شهر ایده آل باعث گردیده که مسئله تازه ای برای انسان مطرح شود و آن نجات نسبی هر یک از آنهاست.

در اوایل انقلاب صنعتی انسانها جهت جستجوی کار از روستاها بطرف شهر ها هجوم آوردند ولی زمانی که سیستمهای مکانیزه حمل و نقل تکمیل یافت شهر نشینان که از زندگی در شهر مایوس شده بودند از شهر ها گریخته و ترجیح دادند که در اطراف شهر ها دور یا نزدیک زندگی کنند.

این تحول که در بدو امر فقط برای معدود کسانی که قدرت مالی بیشتری داشتند امکان پذیر بود امروزه در کلیه نقاط حالتی عمومی پیدا کرده است.

ولی این امر باعث گردیده که فضاهای باز اطراف شهر ها نیز به شهرک های بدون هویت تبدیل گردند و دورنمای فضاهای سبز و راحت خود را از دست داده بدون اینکه فضاهای شهری وضعیتی مرفه تر جهت زندگی پیدا کنند.

البته در بدو امر تداخل و ترکیب شهر با فضاهای باز سبز اطراف آن و تا حتی روستاها میتوانست بعنوان هدفی پایه ای صحیح بنظر رسد چون انسان احتیاج به دیدن تنفس کردن و امکان زندگی در فضای باز را داردو رابطه راحت او با طبیعت مانند شنیدن صدای پرندگان احساس عطر گیاهان و غیره حقایقی از زندگی است که نمیتوان نادیده گرفت.

همچنین توجه داریم که انسان در رابطه با تغییر فصول و آب و هوا و ریتم تغییر نور و تاریکی به سیستم زندگی خود آگاه میگردد و خود را با این نوسانات تطبیق میدهد.

و بهمین صورت زمانی که درختی در مقابل پنجره فضای سکونت ما وجود داشته باشد اهمیت بس بیشتری از درختان بلند و کهنسال پارکهای ملی را دارا میباشد.

پس بدین ترتیب با توجه به مسائل یادشده میتوان گفت که سکونت بایستی هر چه نزدیکتر به زمین اطراف خود بطریقی که در رابطه مستقیم با امکانات اطراف خود قرار گیردو ارگانیزمی را مطرح سازد که فضای بیرونی و درونی آن کاملا در هم بیامیزند.

یک محیط طراحی شده فقط زمانی جوابگو خواهد بود که بتواند با نیروهای مثبت و منفی که از اطراف آن وارد میشوند بطور صحیح مقابله نماید و این بدین معنی است که درمقابل مسائلی که بعضی اوقات بی دلیل مطرح میگردند مانند سرو صدا و حرکتهای مکانیکی حمل و نقل و غیره که راحتی را از زندگی انسان صلب مینماید مقاومت نموده و از زیان آنها جلوگیری بعمل آورد.

در اجتماع امروز سعی در این است که فشارهای بیهوده و زیان آور محیطی را فراموش نموده و به آنها عادت شود بطریقی که کمبود استقلال های فردی را نادیده گرفته و هر روز به زندگی یکنواخت خود ادامه دهیم.

در سالهای اخیر روندهای تولید در اجتماع های صنعتی تغییرات بسیار عمیق و مهمی را دارا بوده است ولی معماران و طراحان در کار خود تغییر چشمگیری ننموده اند – در فرهنگ کنونی متخصصین بطریقی ساده و بدون هدف در مطالعات خود فقط احتیاجات مادی را در نظر میگیرند و زندگی واقعی و احتیاجات اجتماع که دستخوش تغییراتی نهادی شده است را مد نظر قرار نمیدهند.

در قدیم نه چندان دور معماران در رابطه با فرهنگ و روش زندگی اجتماع فکر میکردندو خود را جزئی از زندگی واقعی آن محسوب میداشتند ولی در حال حاضر معماران بدلیل داشتن مسئولیتهای بسیار زیر چتر شبکه های پیچیده تکنولوزی و تکنیک پنهان داشته و متخصصان این علوم کلیه امور طراحی را دردست گرفته بطریقی که شهرسازی و معماری در این زمانه زیر نظر اقتصاد دانان – مجریان – متخصصین ترافیک – مهندسین سازه – تکنیسین های تولید مصالح – مسئولین محیط زیست – صاحبان زمین – قانون دانان – نقشه کشهای صنعتی – طراحان باصطلاح داخلی – تجار و بعضی اشخاص هنر مند نما قرار گرفته است و بدین ترتیب طرح معماران که زمانی رهبری کلیه این رشته هارا بعهده داشت تحت تاثیر مستقیم بقیه قرار گرفته است.

جالب است اگر توجه داشته باشیم که معماران معروف مانند رایت – گروپیوس – میس واندرروهه – لوکوربوریه – خوزه لوئی سرت و غیره نه فقط در طرح خلق فرمهای استثنائی میافتند بلکه توجیحات مصلحت گرائی که در رابطه با روند معماری و شهر سازی اضهار میداشتند بایستی کاملا مورد توجه قرار گیرد.

این معماران اغلب اوقات شاخص فکری و نحوه تحقیقاتی که مطرح میکردند بطریقی بود که همیشه معماری را راه حلی برای مسائل محیطی در نظر میگرفتند و همانطوریکه لوئی کان میگوید فرم میخواهد بطریقی بوجود آید که نحوه استفاده و فضای معمارانه پیشنهادی تمام شده را جهت زندگی انسانها توجیح نماید.

لودویک فون برتالانفی میگویدک

معماری که در یک ارگانیزم (ساختار) میبینیم سازه ای است که معمولا فقط مربوط به محیط بیولوزیکی آن نیست بلکه عناصر روانی اجتمائی را مورد نظر قرار میدهد که میتوان آنرا سلسله مراتبی منظم نامید.

سیستم عملکردی فقط سیستم حرکت که بوسیله استخوان – ماهیچه و اعصاب انجام میگیرد نیست بلکه روابط فیمابین انهاست که بایکدیگر زندگی موجود زنده را امکان پذیر میسازد.

و ریچارد نئوترا :

زمانهای آینده زمان بیوتکنیک خواهد بود و ملاک عمل تشخیص و شناخت معماری میبایستی در بیشتر موارد بر اساس قوانین فیزیولوزیکی محیط در بر گیرنده آن باشد.

و لوکوربوزیه:

مسائل بزرگ آینده بشر بر اساس احتیاجات جمعی مطرح میگردد که مفهومی جدید بر اساس طرح و تنظیم فرضیات موجود جامعه است و زندگی مدرن احتیاج به جوابگوئی های جدیدی را خواهد داشت که فقط با تنظیم عمل کرد ها در رابطه با فرهنگ و روش زندگی میتوان تشکیلات منظمی را بنام پیانو پیشبینی نمود.

 

مسکن و مسائل مربوط به آن

انسان مدرن بطور کلی بقدری علاقه به اتوموبیل و روابط مکانیزه پیدا کرده که از ضررهائی که برای او بوجود میاورد کاملا غافل است.

فرم  و نحوه زندگی مسکونی بایستی کاملا نسبت به فشارها و مسائلی که زندگی مدرن برای او فراهم میاورد دارای عکس العمل خنثی کننده ای باشد در صورتیکه همانگونه که مشاهده میکنیم ساختار و نحوه عملکرد مجموعه های مسکونی که برای اجتماع مدرن امروزی طراحی و ساخته میشوند کلا مسائلی که ترافیک – صرو صدا – و آلودگی هوا بوجود میاورند را از یاد برده و اصولا فاقد اصول پایداری بوده و کیفیت همجواری و محله که پایه های اصلی مجموغه را پایه ریزی مینماید را فراموش مینمایند.

در سلسله مراتب فضاهای شهری و روابط زندگی عمومی و خصوصی میتوان موارد زیر را مورد بررسی و توجه قرار داد:

  • فضاهای عمومی شهری که شامل سرویسهای عمومی مانند خیابانها – بزرگراه ها – کوچه ها و پارکها
  • فضاهای نیمه عمومی شهری مانند شهرداری ها – مراکز قضائی – مدارس دولتی – ادارات پست – بیمارستانها ایستگاه های حمل ونقل – پارکینگ های بسته و باز – پمپ های بنزین – استادیومهای ورزشی – تئاترها و سینماها – فضاهای عمومی گروهی – مراکز برخورد سرویسها و تجهیزات عمومی و املاک خصوصی که در حیطه شهرداریهای آن میباشد- مانند محل توزیع پست – جمعاوری زباله – کنترل سرویسهای توزیع گاز و آتشنشانی و غیره که بمنظور اورزانس میباشد.
  • فضاهای خصوصی گروهی  که شامل فضاهائی است که بصورت عمومی یا خصوصی نگه داری میشود و معمولا در اختیار ساکنین قانونی محلات است مانند فضاهای ورودی به محلات – رفت و آمد سرویسهای محله – فضاهای بازی بچه ها – سرویسهای کوچک محله مانند لباسشوئی ها – انبارها و مکانهای دادو ستد کوچک در مقیاس محله.
  • فضاهای خصوصی خوانواده  قسمتهای مخصوص فضاهای خصوصی که بوسیله خوانواده ها اداره میگردد مانند فضاهای عمومی برخورد خوانواده – فضای آزاد – محلهای بهداشتی و غیره.
  • فضای خصوصی شخصی  فضای خصوصی اشخاص در محل سکونت – محلی که شخص میتواند دور از خوانواده زندگی کاملا خصوصی خود را داشته باشد.

مطالعات ما بیشتر در باره فضاهای خصوصی گروهی متمرکز خواهد شد که در این راستا سعی خواهیم کرد متدولوزی تحقیقاتی را مطالعه کرده و عناصر متشکله را کاملا مورد توجه قرار دهیم.

با اینکه بنظر میرسد که در راستای روند تحقیقاتی فوق بایستی زندگی نیمه عمومی جمعی مانند فضاهای باز – پارکها – فضای سبز – فضاهای بازی و وقت آزاد و مراکز برخورد را مورد مطالعه قرار داد ولی با توجه به مسائل ذکر شده سعی خواهیم داشت که خصوصیات عملکردی زندگی خصوصی را در مسکن که کلا فراموش شده است را مورد توجه قرار داده و زمانیکه روابط عملکردی این زندگی خصوصی را با در نظر گرفتن مفهوم آن شناسائی نمودیم بصورت کلی روابط دیگر ذکر شده را در طرح مورد بر رسی و مرتبا راه حلهای پیشنهادی را از کل به جزئ و بالعکس کنترل نمائیم.