خانه /
نقدی درباره Lanscaping Architecture

نقدی درباره Lanscaping Architecture

تاریخ: ۱۳۹۹/۱۱/۰۴

موضوع:

 

نقدی در باره Lanscaping Architecture

تنظیم : دکتر ایرج شهروز تهرانی

همانطوریکه مشخص است طراحی و کنترل فضاهای بیرونی در رابطه با احجام فیزیکی شهری و غیر شهری و تا حتی فضاهای باقی مانده مابین احجام ساخته شده در شهر و حاشیه آن اهمیت خاصی را دارا میباشد .

بهمین ترتیب فرم و زندگی در فضاهای باز در مقیاس شهری و بین شهری در روستاها و شهرکهای کوچک که در حال فرم گرفنت میباشند و دارای فضاهای خالی از احجام و باز میباشند از نظر اقتصادی و نحوه استفاده از آن میبایستی بطریقی صحیح شناسائی و در رابطه با ارزشهای زیست محیطی مورد توجه خاص قرار گیرند.

در این راستا طراحی این فضاها در سرزمین های گوناگون بطریقی مورد توجه قرار گرفته اند و جوابگوئی طراحانه آن بطریقی است که میبایستی رابطه فضاهای مثبت و منفی در هنگام طراحی مجموعه ها جوابگو بوده و اختلافی از نظر ارزشها در جوابگوئی نداشته باشند .

همانطوریکه میدانیم بس از انقلاب صنعتی در اروبا مسئله جوابگوئی در طراحی فضاهای بین شهری و شهری (بر و خالی ) کاملا از نظر اقتصادی –سیاسی و زیست محیطی مورد توجه خاص قرار گرفته و یکی از مهم ترین مسائل طراحی قلمداد میگردد.

این تغییرات اجتمائی و فرهنگی که در راستای روندی تاریخی میباشد و هنوز در حال تکامل است را میتوان نتایج حرکت بطرف تجددی غیر قابل کنترل دانست.

خصوصا در نیمه های قرن بیستم بایه های modernism  که میتوان آنرا در رابطه با بیشرفتهای علوم فنی و ماشینی شدن سریع و عظیم دانست بایه های فرهنگ و زیبا شناسی و سیاسی – اجتمائی را متاثر نموده و رابطه این ماشینی شدن با مسائل اجتمائی بقدری سریع بوده که مسائل فرهنگی محیط  تا اندازه ای بسیار مورد نظر قرار نگرفت.

مثلا در اروبا مسائل زیست محیطی و دخل و تصرف در فضاهای شهری بقدری مورد هجوم تکنیک و تکنولوزی مدرن قرار گرفت که بعد از جنگ جهانی باعث تغییراتی نابسامان و غیر قابل برگشت گردید.

ولی در این اواخر (دو دهه آخر ) مسائل زیست محیطی و طراحی فضاهای بیرونی و منظور کردن روابط فضاهای باز و بسته در طراحی مورد توجه قرار گرفته و دست اندر کاران و مسئولین را متوجه خود ساخته است .

استفاده از فضا – زمینهای عمومی و آب و هوا که معمولا طراحی و حل مسائل شهری و بیرون شهری در آنها مورد توجه قرار نمیگرفت تا اندازه ای توجه مسئولین را جلب نمود و دخل و تصرف ناصحیح را در آنها بطرق مختلف تا اندازهای مورد بر رسی و کنترل قرار دادند .

فضاهای خالی که مابین ساختار های عجیب و غریب قرار میگیرد بهیچ عنوان در رابطه صحیح با احجام اطراف خود نبوده و خود این فضاها که میبایستی محیط تنفس و باز را جهت استفاده و وقت آزاد و فضای سبز مطرح مینمود بقدری نابسامان و بیرویه طراحی میگردد و اهمیتی اصولی بدان داده نمیشود .

در این اواخر بالاخره دیده شده که طراحی فضای باز بهمان اندازه اهمیت دارد که احجام ساخته ای که در آن میباشد و در این راستا تا اندازه ای به این اهم توجه شده و همانطوریکه مطلع هستیم شهرداری ها اقدام به تنظیم و طراحی فضاهای باز شهری نموده و در محلات مختلف بارکهای کوچک و بزرگ احداث گردیده است

ولی بایستی توجه داشت که تاکنون صدماتی که در طراحی نابسامان این فضاها وارد آمده تقریبا غیر قابل ترمیم است و میبایستی از این بس مسئله طراحی این فضاها را بعنوان مسئله ای جدی تلقی نمود و راه حلهائی بیابیم که زیبائی محیطی این فضاها جوابی کاملا صحیح به مسئله باشد .

در این صورت میتوان گفت که این مسائل شامل کلیه محیطهای شهری و بین شهری بوده و بایستی در طراحی آن حساسیتی بس شدید در طراحان و دست اندر کاران و مردم که از این فضاها استفاده میکنند بوجود آید و در این رابطه است که راه حلها میتوانند صحیحتر وجوابگو باشند.

مهمترین نتایجی که از برخورد ایده ها در دهه های اخیر مورد توجه است رابطه انکار نابذیر بین کیفیت زندگی انسان و کیفیت زندگی و فرم فضاهائی است که در آن کار و زندگی میشود و این رابطه فرهنگی اجتمائی باندازه ای تنگاتنگ است که کیفیت تحرک و گذر از مقاطع موجودیت بشر را باعث میگردد.

بر واضح است که خواسته های انسانئی که در فضاهای شهری زندگی میکنند و کیفیت که این فضاها میبایستی دارا باشند بقدری بیچیده و مهم است که متاسفانه تاکنون مسئولین و طراحان نتوانسته اند بطریقی صحیح بدان جوابگو باشند .

دیدن و توجه به دورنمای شهری و روستائی و کلا به آنچه در محیط باز است مسئله تازه ای نیست و از دیر باز (سالهای 800 و قبل از آن) نظر اولین مسافران که به اقصی نقاط سفر میکردند را به خود معطوف داشته و در نوشته های باقی مانده حساسیت آنها به این مقوله کاملا مشهود است.

مسئله محیط بطور کلی در دهه های اواخر قرن جدید به اندازه ای اهمیت بیدا کرد که دانشگاههای اروبائی آن را بصورت دیسیبلینی جدا و مجزا در دانشکده های معماری و شهر سازی ارزیابی کرده و در این جهت برنامه ریزی شده تا حدی که برای تخصص دوره های تکمیلی کارشناسی دانشکده معماری و شهر سازی برنامه ریزی شده است.

کلیه محیط در این راستا نه فقط بعنوان فضای ساختاری مطرح میشود بلکه خود فضائی است که هویت خاص خود را داشته و میبایستی در رابطه با فرضیات محیطی و اجتمائی اقتصادی مورد بررسی و طراحی قرار گیرد و در این طراحی و بررسی کلیه عناصر ائم از علامات بستی بلندیها فضاهای نیمه بسته فضای سبز و جهتهای دید و بالاخره کلیه نیروهای مثبت و منفی فضا بعنوان فرضیات در صورت مسئله قرار میگیرد و مورد بررسی و تحلیل که در جوابگوئی در طراحی کمک خواهد کرد.

یکی از مسائل عمده ای که میبایستی مورد توجه قرار داد احساس و تشخیص و درک اجتماعی است که در این فضاها زندگی میکنند و همانطوریکه مشخص است این ادراک و زندگی همیشه در حال تحول و در هر محیطی متفاوت است و بهمین طریق تا حتی برای افرادی که بطور موقت این فضا ها را زندگی میکنند و یا تصمیماتی که مسئولین در برنامه ریزی میبایستی اتخاذ کنند متفاوت و در رابطه با هر خواسته و مفهومات عملکردی آن کاملا تغییر بذیر است.

ارزشهای فرهنگی – سلیقه – تمدن و روشهای زندگی و غیره که در رابطه با ادراک اهالی آن محیط است و تصمیماتی که در طراحی و ساختارهای آن مطرح میگردد متفاوت بوده و میبایستی هریک بطور جداگانه ولی در رابطه با یکدیگر مورد توجه قرار گیرند.

بدین ترتیب در رابطه با این ارزشها و نیروها و مفاهیم تشخیص راه حلها در رابطه مستقیم با خواسته های کسانی که در این محیطها زندگی یا گذر میکنند امکان بذیر میگردد و ایده فضا و تغییرات آن در زمان و مسائل تاریخی محیط و فرهنگ هویت این مکانهارا مشخص مینماید.

مفهوم فضا بصورت فرم زندگی در آن اصولی را معلوم مینماید که زندگی را در رابطه با مفهومات عمل کردی قرار میدهد و همین مفهومات (کانسبت) است که میبایستی مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار گرفته و نقاط عطف تصمیمات را بطریقی مشخص نماید که فقط استفاده مطرح نگردد بلکه آنچه در این فضاها اتفاق میافتد و زندگی میشود فرهنگ ساز و بصورت مستقیم در روحیه و روند زندگی تاثیر گذارده و بطور غیر مستقیم در آینده خردسالان و نحوه زندگی آنان موئثر واقع گردد.

بس بدین ترتیب دخل و تصرف در چنین محیطی مسئولیتی بسزا و مشخص و مهم بوده بطریقی که در دوره های تاریخی دور و نزدیک انسانها اثر گذارده و تمدن تاریخی نسلها را متاثر میسازد.

شناخت و مسئولیت بطور اخص شرط وعامل اصلی عملیات طراحانه و سیستم دادن به مکان میباشد و روندی که در نگاهداری و باز سازی سیستماتیک این قضاها میبایستی بیشنهاد گردد بس مهم بوده و نمیتوند راه حل های فرمال و بدون هویت و تصمیمات بیرویه در این راستا مورد قبول قرار گیرد.

همانگونه که اشاره شد در ممالک اروبائی مسئله زیست محیطی و طراحی شهری در مقیاس landscape دوره های دانشگاهی برنامه ریزی شده و در این راستا تخصص هائی بعنوان phd عنوان میگردد بطریقی که طراحی landscape شهری و غیر شهری در رابطه با خواسته های عملی مطرح میگردد و سیاست برنامه ریزی اقتصادی اجتمائی آن بعهده مسئولین امر شهرسازی و برنامه ریزی منطقه ای میباشد.

عمل و کار  (علوم- تکنیکها – هنرها ) در landscaping نمیتواند مانند کاری هنری (land art ) یا قرار دادن عناصر و احجام هنری بدون مفهوم باشد و تا حتی نمیتواند با ساختارهای معمارانه بدون هیچ رابطه ای در هم آمیزد چون عناصر و احجام معمارانه ساختارهائی هستند که به محیط اضافه میشوند و با قرار گرفتن در محل خود بفرم زندگی محیط کمک میکنند ولی محل و هویت واقعی در آنها تمام نمیشود.

طرح و اداره کردن فضا راهنمائی است که در تغییرات آن راه حلهائی ارائه میدهد و در بعضی مواقع آزاد کردن فضا یا برداشتن بعضی عناصر میتوانند در طول زمان تغییراتی را باعث گردد که در بدو امر غیر قابل بیش بینی معمارانه میباشد.

مانند تنظیم فضاهای سبز و باغ سازی که نقشه و راهنمای آن بمعنی واقعی طرح و نقشه محیط است .

رابطه بین تصور فضائی و تمرکز فکری را میتوانیم راهنمائی جهت کار و عمل نگه داری از سرمایه طبیعی که مانند عناصر زنده که در طول زمان قابل تغییر و تحول هستند بدانیم و آنرا نمیتوان با طرح – کارگاه ساختمانی – و ساختار های معمارانه مقایسه کرد.